عید پارسال یادمه وقتی که اینجا بهش تبریک گفتم اولین بوسه ی مجازی رو هم با کللی خجالت گذاشتم.
یکی نبود ۳ تا بوس گذاشتم فک کنم.
بعد بهش گفتم اومد پستمو خوندو ازم تشکر کرد.
یادمه چندروز که از عید گذشته بودو خونه ی فامیلاشون بود وقتی بهم زنگ زد اولین دوست دارمو بهش گفتم.
دیوونه از خجالتش گوشی رو قطع کرد.
بعد چند دقیقه خودش زنگ زذو به من گفت منم دوست دارم.
یهو تپش قلب گرفتم.
بعد ۷ واه بود که عاشقانه هامون شروع شد.
بعد ائن بود که هروقت بغلش میکردم هی بهم میگفت چرا قلبت تند میزنه.
بعد اون بود که زندگی یه معنای دیگه ای واسم داشت.
چفد زووووووود گذشت خدایا.
عید پارسال اونجورو عید امستال.......
خدایا داره چیکار میکنه عشقم؟
دلم واسه همه چیزش تنگ شده.
واسه نگاش واسه صداش واسه لبخنئش واسه موهاس بلندو قشنگش.
واسه بغلش خدایا.
خدایا چرا نفس کشیدنم واسم سخت کردی؟
خدایا فقط تو مراقبش باش.
میدونی که من چه جوریمو نمیتونم.
خدایا .....













